حامد شاملو » شعر » عذرخواهی
از دیوار فاصله گرفت سگ
و شکل محیطی اندام او در محل تلاقیاش با دیوار فضایی رنگنشده به صورت سگی منفی باقی گذاشت
مامور شهرداری داد زد «تـخم سگ هار! ریدی به دیوار» همکاران مامور سخن موزون او را مایهی التذاذ هنری دانستند و برایش کف زدند
از دیوار فاصله گرفتیم شکل محیطی اندامها فضاهای رنگنشده را رو کرد
دستها را از جیب درآوردیم گوشت بعضی از انگشتها تجزیه شده بود
حقیقت داشت ما علنن در این سال ها پا به سن گذاشته بودیم و داشتیم مخفیانه یکییکی میمردیم
یکی فکر کرد اینها همه بازی است رو به دیوار چشم گذاشت به او تجـاوز شد
کم مانده بود برای خنده شلوارها را در مصاف با استقلال پرسپولیسیها پایین بکشیم
لحن آخرین بیانیههایی که به طرز رقتباری برای متمایز کردن و خوانده شدن آنها را با خون سرانگشتها مینوشتیم به لاتبازی کتابهای مقدس بیشتر شباهت داشت
حتی انکار کافههایی که علیه ما منو مینوشتند گـُهخوری اضافی بود
باید همان زمان مسئولیت ارسال نامههای تهدیدآمیز به ملکوت را میپذیرفتیم
یا یک بچه میانداختیم جلوی آن سگ و میرفتیم او گرسنه بود این خیرخواهی نبود عذرخواهی بود
داریم برای انتخاب کسی که برود سیگار و ساندویچ بخرد به رایگیری رو میآوریم
انزوای ما دلایل هستیشناسانه نداشت حقیقت این است که ما گشاد بودیم
و در نیمی از لحظات سرنوشتساز داشتیم چیزی را برای چندمین بار پیاپی تحلیل میکردیم.