تبليغاتX
عقب‌مانده/علی سطوتی قلعه

کمیسیون فرهنگی شورای شهر گرگان برگزار می‌کند:

نشستِ نقد و بررسی کتابِ عقب‌مانده‌ (علی سطوتی قلعه/

 تهران صدا/۱۳۸۴)

چهارشنبه، ۲۸ فروردین ۱۳۸۷، ساعتِ ۴ بعدازظهر

گرگان، ابتدای جاده‌ی‌ ساری، هتل آذین

 نسخه‌ی الکترونیکِ کتاب را می‌توانید از این‌جا تهیه کنید.

+

پایگاه اینترنتی مطرودپایگاه اینترنتی مطرود/یک شنبه ۲۵ـ آذرـ ۱۳۸۶

توضیح ضروری: آن چه در پی می‌خوانید، از پیش بدیهی به نظر می‌رسد اما گویی ضرورت دارد یک بار برای همیشه حرفش را به میان آورد.

۱- نادیده گرفتن کامنت‌هایی که طی این مدت در پایگاه اینترنتی مطرود شاهدش بوده‌ایم، به معنای تحمل  آن‌ها نیست.

 


Continue reading the text
+
غرفه‌ی مجله‌ی فرهنگی اجتماعی شهر هشتم/نمایشگاه بین‌المللی مطبوعات/تهران، خیابان حجاب/طرح و اجرا: محمدرضا عبدالعلی

 

 شماره‌ی هفتمِ مجله‌ی فرهنگی اجتماعی "شهر هشتم" که احتمالا در اواسط ماه آینده‌ی خورشیدی منتشر خواهد شد، بیش و کم به موضوعی واحد همچون جنگ می‌پردازد و در این میان، در بخش شعر  یادداشت‌ها و مقالاتی از سهند آدم عارف، آرش الله وردی، بهنام بدری، یاور بذرافکن و علی سطوتی قلعه را در خود جای داده است.

پیش از این و در دو شماره‌ی اخیری که مدیران شهر هشتم  روی کیوسک‌ها فرستاده‌اند، شاعران مطرود با یادداشت‌ها، مقالات و ترجمه‌هایی حضور داشته‌اند و این بار  این امکان فراهم آمده تا یک جا و در کنار هم پرونده‌ای مفصل برای شعر جنگ دست‌و‌پا کنند.  این مطالب پس از انتشارِ شهر هشتم و به مرور زمان در پایگاه اینترنتی مطرود به نمایش درمی آید.

در عین حال، این پیش‌بینی وجود دارد که شاعران مطرود بار دیگر در ماه‌های آینده‌ به نقطه‌ی عزیمت خود بازگردند؛ جایی که بهنام بدری برای نخستین بار ایده‌ی سازمانیِ مطرود در پیش نهاد: صفحه‌ی شعر قلمرو!

آری؛ به نظر می‌رسد اینک فصل تازه‌ای از فعالیت‌های متمرکز مطبوعاتی شاعران مطرود از راه رسیده باشد.

+
ای گاو! تو جاودانه خواهی شد

ایلیا تهمتنی

مراسم تشییع: دوشنبه ۹ مهر ۱۳۸۶- از ساعت ۱۹ تا ۲۱

مکان: مسجدالرضا( خ خرمشهر- خ شهید عشقیار- میدان نیلوفر)

مراسم سوم تا هفتم: ۱۴-۱۸ مهر ۱۳۸۶- از ساعت ۱۵ الی ۲۰

مکان: مان هنر نو- کارگاه کشف و خلق( خ شریعتی- بعد از پل صدر- خ شهید میرزاپور( سهیل)- پلاک ۳۳- مان هنر نو- تلفن: ۲۲۲۰۱۹۸۴)

همزمان بزرگداشتی از ۱۴ تا ۱۹ مهر- از ساعت ۱۴ الی ۲۰ در محل خانه هنرمندان- نگارخانه میرمیران( خ طالقانی- بعد از خ ایرانشهر- خ موسوی شمالی- باغ هنر- خانه هنرمندان ایران- تلفن: ۸۸۸۳۶۶۷۱) برگزار خواهد شد.

+
بله، این یک فحش تاریخی است: دهه‌ی هفتادی!
 

 

 

اشاره: آن چه در پی می‌آید قطعه‌ی نخست مطلبی است که به بررسی شعر جنگ در دهه‌ی هفتاد می‌پردازد و قرار است همراه با قطعات دیگر  در شماره ی آینده‌ی مجله‌ی فرهنگی اجتماعی شهر هشتم منتشر شود.

ـ علی سطوتی قلعه

ظاهرا خواست ناهمسازانه‌ی شعر نباید به سرنوشتی ترمینولوژیک تن دهد، اما چه سود که دست آخر کارمندان و کارگزاران گمنام فرهنگ از راه می‌رسند، ماشین نامگذاری با توحش تمام به کار می‌‌افتد و آن گونه که ادیپ شهریار کمر به قتل پدر بست و از پس آن بینایی‌اش را داوطلبانه واگذارد، شعر را در مدخلی که باید می‌گنجاند.

شعری که در هراس از سرنوشت خویش به‌سر‌می‌برد، از پیش‌ می‌کوشد تا نه گمنامان که خود آن را رقم بزند و به سرشت بوطیقایی خودش بدل سازد. جز قرار گرفتن در منظری سیاسی و اپورتونیست خواندن ، با چه ترفند دیگری می‌توان سراغ شعری از این دست رفت؟

دهه‌بندی شعر فارسی و نامگذاری بخشی از آن به عنوان "شعر دهه‌ی هفتاد" نه همچون یک سرنوشت ترمینولوژیک، بل به مثابه سرشتی بوطیقایی که ایده‌ی پیشرفت را در پی دارد ـ چه وقاحت بار ـ  و نه از سوی گمنامان، بل از جانب آنان که خود را ستاره‌هایش می‌پنداشتند ـ چه بنجول و مصرفی ـ ، اینک به هراس تازه‌ای دامن می‌زند: آیا ترمی همچون "شعر دهه‌ی هشتاد" می‌تواند حیثیتی ترمینولوژیک به خود بگیرد؟ و این گونه است که هفتادی‌ها ـ چه ساده و سهل‌الوصول ـ  رفتار دوگانه‌ای را درپیش می‌گیرند: تا آنجا که ممکن است، دهه‌ی هفتاد را دهه‌ی طلایی شعر وامی‌نمایند و از پس آن و از آنجا که نزدیک به هفت سال از پایانش می‌گذرد، هر گونه دهه‌بندی ادبی را از حیثیت  می‌اندازند.

اما و اما در مقابل و در یک افق انتقادی باید همزمان بر سرنوشت ترمینولوژیک و سرشت بوطیقایی شعر دهه‌ی  هفتاد پافشرد و فربهش ساخت و همچون یک ترم انتقادی درخودماندگار به کارش بست تا همچنین نشان داد دهه‌های قبلی و بعدی با همین کیفیت بسته‌بندی شده در کار نخواهند بود و در کنارش تنها و تنها می‌توان از شعر نیمایی، خروس جنگی، شعر شکست، موج نو، شعردیگر، شعر حجم، حادبیانگری و ... نام برد و نه مثلا از شعر دهه‌ی سی، دهه‌ی چهل، دهه‌ی پنجاه، دهه‌ی ‌شصت، دهه‌ی هشتاد و...

نیز تا آن‌جایی باید بر زمانمندی آن تاکید داشت که نشان می‌دهد چه‌گونه مفاهیم تاریخ‌نگارانه‌ای همچون نسل و گرایش ادبی از میان رفتند ودرعوض، یک نقطه‌ی عزیمت واحد ـ شاید موخره‌ی خطاب به پروانه‌ها ـ  همه را در کنار هم قرار داد: شمس آقاجانی، عباس حبیبی بدرآبادی، هوشیار انصاری‌فر، مهرداد فلاح، علی عبدالرضایی، علی قنبری، بهزاد زرین‌پور، علی باباچاهی، بهزاد خواجات، ابوالفضل پاشا، محمد آزرم، حافظ موسوی، شیوا ارسطویی، محمد حسن نجفی، فرهاد حیدری گوران، رویا تفتی، علیرضا بهنام، گراناز موسوی، پگاه احمدی، مریم هوله ، رزا جمالی و ... این‌ همه را می‌توان " شاعران دهه‌ی هفتادی" نامید و نه فقط شاعران دهه‌ی هفتاد. البته هر چند وقت یک بار باید این فهرست کهنه را به‌روز کرد. حتا باید پاراکلاسیک‌های جوانی همچون محمد سعید میرزایی، هادی خوانساری، سید مهدی موسوی و شبکه‌ای را که پیرامونشان به چشم می‌آید، به این فهرست افزود تا عمق سمپاتیک شاعران دهه‌ی هفتادی به خوبی مشخص شود. 

از سویی دیگر و ناظر به وجه زمانمندی که کاربست انتقادی درخودماندگار ترمی همچون "شعر دهه‌ی ‌هفتاد" دارد، بار دیگر ایده‌ی پیشرفت سربرمی‌‌آورد؛ همان ایده‌ای که هنوز به کار می‌‌‌آید و به عنوان مثال به مدخل تازه‌ای می‌انجامد که اخیرا در نشستی در دبستان لندن و با حضور علی‌ عبدالرضایی، پرهام شهرجردی، ابول فروشان و منصور پویان در پیش نهاده شد: پساهفتاد. پیش از آن، مهرداد فلاح نیز طی یکی دو پست در یکی دو بلاگش، یکی با نام "کی جهانی می‌شویم پس؟!" و دیگری با نام "مانیفست اسب" ، همین ایده را در قالب ترم‌هایی چون "شعر پیشرو" و "شعر های خواندیشنیدنی" به دست گرفت: "دیدم شعری مرا می سراید که نمی شناسمش اصلا." یک بار برای همیشه باید به هرگونه وادادن در برابر مفهوم " عصر جدید " و مصرف بی‌حدوحصر ایده‌ی پیشرفت پایان داد: از چهار جهت اصلی، تنها گردش به راست و پسرفت به کار مورخ ادبی می‌آید؛ آن هم به مثابه یک انگ، یک تابلو و شاید یک فحش. این قابلیت جهت‌یابی را می‌توان به شعر دهه‌ی هفتاد عطا کرد. شاید این همان آخرین انتظاری باشد که شعر دهه‌ی هفتاد از ما دارد: تحویل آن به "شعر دهه‌ی هفتادی" و تاب نیاوردنش؛ بس که ارتجاعی می‌نماید!

 

+
نمایشگاه شعر علی سطوتی قلعه ( شماره ی یک) در خانه هنرمندان ایران

مکان: خانه ی هنرمندان ایران، سرویس بهداشتی آقایان، کابین آخر

ساعات بازدید: ۱۲ ظهر تا ۸ شب

ورود برای عموم آزاد و رایگان است.

+
مجموعه شعر «عصبانیت» آرش اله وردی توسط نشر الکترونیک عروض منتشر خواهد شد.
 

 

بعضی وقتها واقعا نمی شود سکوت کرد مثل همین حالا.

دوشنبه 25 تیر به اتفاق دوستان  به جلسه شعر نشر چشمه رفتیم.خانوم ری راااا عبااسی به اتفاق مجری بانو یی هادی جلسه بودند.ری را عباسی حرفهایش را در نهایت تزلزل شروع می کند و دقایق منبری طولانیش را در باب سلاح گرمی چون شمشیر طی می کند تا به صاحبان صفحات ادبیات روزنامه های کشور  حالی کند شعر کارکنند تا جنب و جوش شمشیری شعر افزایش یابد.بعد موضوع کارنامه و یادمانی از مجله کارنامه بود که با حافظ موسوی و نگار اسکندر فر گذشت.بگذریم که مجری بانو چه سوال های دخترانه و بی در و پیکری می پرسید...بحث انگار داشت در حمام زنانه یا در ورژن بالاترش در آشپزخانه می گذشت.

بوی گند بورژوازی باز در خانه هنرمندان یواش یواش داشت به مشام می رسید.

شعرخوانی شروع شد.قرار بود بچه های کارنامه شعرخوانی کنند.

ری را عباسی  با منشی سنگین و زنانه تاکید کرد که حتما شعرهای چاپ شده را باید بخوانید.می خواستم ...

پس شعرهای چاپ نشده چی؟

شعرهایی که نمی توانند چاپ شوند؟

شعرهایی که بیکار نیستند چیزی حدود یک ملیون خرج خودشان کنند تا ناشران بعضا ...کتابشان را با مجوز اداره ارشاد اسلامی به چاپ برسانند؟

یا شعرهایی که به درد نمی خورند وانتشارآنها اهانتی به تریش قبای ادب است و....؟

 

پس از روزها شک و تردید درباب چاپ شدن کتاب از سوی ارشاد یا پی دی اف  و ریسو شدن بی شناسنامه از سوی گمراهی و ضلالت،این تصمیم راپس از پیشنهاد چندی از دوستانم گرفته ام .مجموعه مورد ذکرحدود یک سال  است که آماده چاپ قرار گرفته اما...

به فکرم رسید که این روزها کتاب شدن (منظور چاپ تثبیتی و شناسنامه ای رسمی)دردی از شعر درمان نمی کند بلکه باعث تثبیت بیماری ای به نام شعر نیز می گردد. شاید پس از این، ریسو یا اگر پولدار شدم افست آن را نیزبه دلیل نوستالژیک کاغذی ما شرقی ها تهیه و پخش کنم.

 

+


اولین جلسه از سری نشست های فرهنگسرایی مطرود

جلسه کتاب (عقب مانده ) ((علی سطوتی ))

دوشنبه هفته بعد

فردا جلسه نیست

فرهنگسرای هنر ارسباران سابق خیابان جلفا نزدیک سید خندان ساعت 6 تا 8 طبقه دوم
+

یکی از انتقادهایی که همیشه نسبت به فضای حاکم بر ادبیات داشته ام بحث انفعال و سکونی است که این چند ساله اخیر شدت یافته است و بیش از اینکه وارد بحث های قبیله ای شعر شویم به نظر می رسد اگر تفاوتی بین سالهای نیمه دوم هفتاد و نیمه اول هشتاد بشود قائل شویم روحیه ای است که در ان روزها در جلسات به چشم می امد طوریکه انگار می توانیم به صراحت بگوییم که ادبیات در ان روزها ی تهران جدی تر بود تعداد جلساتی که برگزار می شد مجلاتی که روی کیوسک می رفت یا زیر زمینی بود و بحث کارگاه و ...
اینکه چه عواملی دست اندر کار شد که شاعر منزوی شود و جلسات فرهنگسرایی را طرد کند نیاز به بررسی چند جانبه دارد که البته شاید اگر جلسه های ما را نمی بستند و یا اینکه در هر دوره ای روزنامه ای نمی امد و فضای چند وقته ای را باز می کرد و سپس فورا متوجه اشتباه خود نمی شد و ان فضا را نمی گرفت بیش از پیش موید این نکته بود که چه در سر شاعر جوان می گذرد و ان یاغی ها چه می خواهند و اینکه نظارتی که از بالا می خواهد حالا شعر های جوانی را بخواند که دیگر اصلا قادر به شناختن ان نیست چگونه می تواند اجازه حضور بیشتری را به او و خواسته هایش بدهد
با خبر شدم که دوره جدیدی از تعطیلی ها در جلسات فرهنگسرایی در راه است بازی های همیشگی همانطور که ارسبارن 76 شفق 78 لاله 80 بانو 82 و مردمسالاری 84 را از ما گرفتند و من می توانم نام خیلی از بچه هایی را در اینجا بیاورم که با تعطیلی جلسات دیگر نامی از انها نشنیدم حالا بگذریم که تب شعر گفتن می تواند گریبانگیر هر کس و ناکسی بشود و کم کم به یک سنت بورژوازی تبدیل شده است اما اگر دلتا ن می خواهد باید بگویم
چیزی که ادبیات ما به ان نیاز دارد یک بازبینی بزرگ است و این بازبینی نمی تواند در یک کتاب صورت بگیرد چون سانسور می شود
تعداد دفتر شعر های چاپ شده در سالهای اخیر کم نیست اما چقدر فرصت داشته که به ان پرداخته شود
و اگر قرار است مثل همیشه کتابها در کافه ها و کتاب فروشی ها پخش شوند و سیر طبیعی خوشان را طی کنند و بعد فراموش شوند بهتر است از اول خیال همه را راحت کنیم
جلسات مطرود با ان اتفاق های قشنگی( قهرمانی استقلال ) که افتاد به اتمام رسید البته می خواستیم یک کارهایی بکنیم اما این سال 85 انگار میل سرکوبگر زیادی دارد
به هر حال غرض از این زبان درازی دعوت دوباره ای است که می تواند دوباره بیرون از این ضد حالهای فرهنگی عده ای از دوستان را که دلشان برای یک جلسه جدی تنگ شده است دور هم جمع کند
این بار دوباره در ارسباران یا همان فرهنگسرای هنر امروزی با هماهنگی هایی که با صبا نخجوان انجام دادم چند جلسه در مورد چند کتاب اخیر شکل می گیرد
منتظر تمام دوستان هستم
دوشنبه ساعت 6 تا 8 فرهنگسرای ارسبارن (هنر) انتهای خیابان جلفا نزدیک سید خندان



+
 

مطرودی های پراکنده  سلام  و روزگار خوش یا خش

چند خبر کوتاه از فعالیت های اخیر

 

علت تعطیلی جلسات قلمرو  پاره ای از ناهماهنگیهای بود که در دفتر  روزنامه مردمسالاری نسبت به روز جمعه و برگزار شدن جلسات در این روز  بود که تصمیم گرفتیم دیگر انجا جلسه برگزار نکنیم

که با هماهنگیهای لازم قرار شد بعد از جابه جایی دفتر فعلی هفته نامه پایتخت که در صید خندان  است به جایی حول و حوش خانه هنرمندان  جلسات برگزار شود  و بعد از جابه جایی دفتر هفته نامه پایتخت جلسات را ادامه می دهیم

در مورد شماره چهارم هفته نامه پایتخت هم که به گفته دوستان ما

قرار است فردا روی کیوسک بیاید

و سومین خبر هم توافق نسبی است در مورد یک ویژه نامه که در تاریخ هفت خرداد ماه ویژه نامه ای مخصوص ادبیات منتشر خواهیم کرد

مجموعه مقاله ای بصورت کتاب هم راجع به شعر  مورد بررسی  مطرودی ها  قرار گرفته که در دست طراحی و گرداوری مقالات است

دوستانی که تمایل به همکاری در این مجموعه مقاله  و یا ویژه نامه هفت خرداد را دارند می توانند مقاله را بدست ما بفرستند

و اخرین خبر هم  بماند تا بعد

 

+
 

فردا راس ساعت شش جلسه برگزار می شود

ادرس  طالقانی کاشفی پلاک ۱۲۷

+
سومین جلسه قلمرو
                                                                                                                                           

سومین جلسه قلمرو

موضوع جلسه مساله کتاب

سخنران علی سطوتی

تاریخ : جمعه بیست و پنج فروردین 

زمان : شروع جلسه ساعت شش بعد از ظهر

به ادرس خیابان طالقانی نرسیده به پل حافظ روبروی بنیاد شهید

کوچه کاشفی انتهای  کوچه بن بست پلاک ۱۲۷  دفتر روزنامه

مردمسالاری  

 

NO  problem

+
 

شماره سوم هفته نامه پایتخت امروز چاپ شد

در این شماره صفحه ادبی گزارشی از اولین جلسه قلمرو بود که به ارتور رمبو و زندگی اش پرداخته شده بود

در دومین جلسه که گزارش ان در مطرود خواهد خورد

به وضعیت زنانگی و شعر و زبان زنانه پرداخته شد

مهمان برنامه اقای یزدان سلحشور بودند

برنامه سری نشست های بعد از عید را نیز می توانید در مطرود دنبال کنید

+
خبر
دومین جلسه از سری جلسات شعر خوانی و نقد شعر

دوشنبه ۲۲ اسفند واقع در دفتر روزنامه مردمسالاری

طالقانی روبروی بنیاد شهید کوچه کاشفی  انتهای

کوچه بن بست ساعت ۶ 

موضوع جلسه  فمنیست و ادبیات زنانه در ایران

+
اشنایی

   مناسک افتتاحیه مجله ادبی مطرود

 

قلمرو اینترنتی شاعران مطرود در تاریخ اسفند سال هشتاد و چهار شمسی در وبلاگی به نام مطرود را برای خبر رسانی از فعالیت های گروه  به وجود اوردیم

برقراری ارتباط با مخاطب اینترنتی و همکاری با مجلات ادبی دیگر

اساس شکل گیری این وبلاگ را پایه ریزی کردند

در اینجا از دوستانی که تمایل به همکاریهای بیشتر را دارند

نگاهی به فعالیتهای فعلی گروه می اندازیم

 

پس از ماهها انتظار فرسایشی صفحه ادبی قلمرو در دو هفته نامه پایتخت  که شامل ستون پاساژ معرفی کتاب  و مقاله و صفحه شعر قلمرو می باشد

شماره اول ان در تاریخ اول اسفند روی کیوسک رفت

 

نشست های ادبی

جلسه ادبی در تاریخ دوشنبه  پانزدهم اسفند  هشتاد و چهار ،

به ادرس خیابان طالقانی نرسیده به پل حافظ از طرف خیابان ولیعصر کوچه کاشفی انتهای کوچه دفتر روزنامه مردمسالاری

ساعت 5 بعد از ظهر

شما دوست گرامی که تمایل به شعر خوانی و نقد شعر و مقاله خوانی را دارید می توانید در دوشنبه به ادرسی که در بالا امد

مراجعه کنید و در کانون نقد شعر شرکت کنید

 

فعالیتهای در دست توسعه

فصل نامه ، ویژه نامه ، همایش های کشوری  شعر جوان

+