تبليغاتX

علی سطوتی قلعهدر ضرورت یک انتخاب/ظل‌اله؛ کتابی که آن را نباید خواند/

علی سطوتی قلعه

انتخاب «ظل‌اله» از یک‌سو انتخابی آزاد و بدون مسئولیت نیست و از سویی دیگر همچون گزینشی بوروکراتیک عمل نمی‌کند. ضرورتا باید دست به همچو انتخابی زد؛ اما نه بنا به همان دلایلی که به عنوان مثال،پخش تلویزیونی فیلم‌های مزخرفی همچون «دو چشم بی‌سو» و «توبه‌ی نصوح» را موجه می‌کند. انتخاب ظل‌اله، انتخاب هر کتاب دیگری منتسب به رضا براهنی نیست.


Continue reading the text
+
سام مقدم

یک داستان/سام مقدم

یکی بود یکی نبود
یه روز منو آرش بد جوری چِت کردم یعنی اعصابی بود که از ما 2 نفر خورد شد! و این روز ، روز مهمی بود برای بشریت...

تو کافه آرش گفت تو ، تو سیگار کشیدن خیلی چیز میکنی... این میکنی... یعنی از اینا... چی میکنی؟ د بگو دیگه لا مذهب چی میکنی؟


Continue reading the text
+
عقب‌مانده/علی سطوتی قلعه

کمیسیون فرهنگی شورای شهر گرگان برگزار می‌کند:

نشستِ نقد و بررسی کتابِ عقب‌مانده‌ (علی سطوتی قلعه/

 تهران صدا/۱۳۸۴)

چهارشنبه، ۲۸ فروردین ۱۳۸۷، ساعتِ ۴ بعدازظهر

گرگان، ابتدای جاده‌ی‌ ساری، هتل آذین

 نسخه‌ی الکترونیکِ کتاب را می‌توانید از این‌جا تهیه کنید.

+
علی سطوتی قلعهدر پاسخ به دو دعوت/علی سطوتی قلعه

دعوت فرزانه را به این بازی وبلاگی نپذیرفتم. برای دعوت همسرشت هم کار دیگری نمی‌توانم انجام بدهم. نخست به دلیل آنکه اساسا با این‌جور بازی‌ها دمخور نیستم؛ فقط جوّش آدم را می‌گیرد، کار دیگری نمی‌کند. نه توهم مرگ می‌دهد و نه برنده‌ای دارد. بازنده کسی است که در آن شرکت نمی‌کند.


Continue reading the text
+
 

آرش اله‌وردیتجاوز کتاب کثیف/نگاهی به ظل‌اله /آرش‌ اله‌وردی

1-اگراشتباه نكنم ظل‌اله ششمين مجموعه‌ی شعر رضا براهني است. اين كتاب در سال 54 در نيويورك به چاپ رسيد. ظل‌اله شعرهاي دوران زندان براهني در دوران پهلوي است. از نظر من اين كتاب مهم‌ترين، متفاوت‌ترين و بهترين نوع حبسيه‌سرايي است كه در ميان خيل عظيم و تاريخي حبسيه‌سرايان فارسي خوانده شده است.


Continue reading the text
+

علی سطوتی قلعه دزدها و گداها/در حاشیه‌ی پخش دی‌وی‌دی «سنتوری»/علی سطوتی قلعه

چهار گانگستر که سودای یافتن گنجی را در سر می‌پروراندند، مشقتی سخت را به جان خریدند و سرانجام کوهی از شمش را پیش روی خود دیدند.

همیشه مارهایی گزنده و هوشمند روی گنج‌ها می‌خوابند. این بار اما نگهبانی بر فراز آن ایستاده بود که گانگسترها را به شرکت در قرعه‌کشی بزرگ سالانه حواله می‌داد.


Continue reading the text
+
آرش اله‌وردی

به گا رفتگي/آرش اله‌وردی 

مدير

دقيقا

هميشه

هنگامي كه دارم شعر مي‌نويسم

سرش را مثل گاو مي‌اندازد پائين وُ تو مي‌شود


Continue reading the text
+

علی سطوتی قلعهجرم این نیست/ در حاشیه‌ی «در جست‌و‌جوی مجرم اصلی: چند نکته درباره‌ی پوپولیسم ادبی»/علی سطوتی قلعه

۱- آن شب پمپ‌بنزین‌ها را آتش زدند اما نه ماشینِ توهمِ نظمِ موجود به کار افتاد و نه حرفی هم از «راننده‌نماها» به میان آمد. گویی در برابر این سرپیچی نمی‌شد به آن شبیه‌سازی بی‌پایانی دست زد که  همواره از وجود توطئه‌ای مرموز خبر می‌دهد. آخر، شباهتی که در این جور مواقع باید رد آن را گرفت، قبلا افشا شده بود.


Continue reading the text
+

سام مقدم 

شعر/سام مقدم

قدیس‌های گچی با سر سنگینی بزرگ
حتی برای رد گم کردن هم سوی ما نمی‌آیند نامرد‌ها

صدای شکست جنسی چشم‌هایشان را کور کرده

وادارمان می‌کنند که پیشروی را با سرعت بیشتری به درونمان ادامه دهیم

سراسر بر عکس ... پوستمان را با درونمان پوشش می‌دهیم


Continue reading the text
+

علی سطوتی قلعه 

در دام شمول متقابل/حاشیه‌ای بر «آیا ما از پوپولیسم ادبی رنج می‌بریم؟»* /علی سطوتی قلعه                                                  

- کنش انتقادی همواره بار اضافی دارد؛ بدین معنا که با چسبیدن به حفره‌های سیستم می‌کوشد تا آنها را نه همچون یک استثنا، بل که چونان ضرورتی در حفظ وضع موجود وانماید. به عبارتی دیگر، می‌کوشد تا خلاف تصور همگان نشان بدهد این حفره‌ها نه از دست سیستم در رفته‌اند و نه خارج از چارچوب آن به وجود آمده‌اند. حفره‌‌ها هرگز عارض سیستم نبوده‌اند.


Continue reading the text
+

آرش اله وردی 

شعر/آرش اله وردی

 

آن‌ها فكر مي‌كنند من شيطانم

 

ازخود دورم مي‌كنند

 

ومن هي از درِ پشتي تو مي‌شوم

 

نارنجكي به دست مي‌گيرم

 

مي‌كشم

 

 


Continue reading the text
+

علی سطوتی قلعه 

شاملو، براهنی و دیالکتیک معاصرت/برای دهمین سال انتشار «خطاب‌ به‌ پروانه‌ها و چرا من دیگر شاعر نیمایی نیستم؟»*/ علی سطوتی قلعه

1- ميل‌ به‌ معاصرت‌، پى‌ آمد ناگزير وجه‌ از دست‌ رفته‌‌ی زمان‌ است، زمانى‌ که‌ «به‌ هر حال» و «از پيش» از دست‌ مى‌رود. معاصرت‌ با قرار گرفتن‌ در محور جانشينى‌ و پيش‌نهادهاى‌ معتنابهى‌ که‌ در پى‌ آن‌ دارد، چنين‌ فقدانى‌ را از مسير آگاهى‌ به‌ در مى‌کند.


Continue reading the text
+

علی سطوتی قلعهشعر/علی سطوتی قلعه

بچه‌‌دزدها دست‌ وپای ما را می‌بریدند و عکس می‌گرفتند

کله‌کیری‌ها   کله‌هایشان را نشانمان می‌دادند

با این تفاوت که چشم‌هایشان نمی‌دید

چرا که یک روز بعد از ظهر خودشان را به آن راه زدند

و در حالی‌ که ما را به پشت خوابانده بودند      به سمت پرنده‌ها شلیک می‌کردند


Continue reading the text
+

علی سطوتی قلعه 

شعر/علی سطوتی قلعه

گوشی را زیرتخم‌هایم قرار می‌دهم                  اما کسی زنگ نمی‌زند

چند بار  باید جایش می‌گذاشتم

چند بار دیگر  دلم نیامد پرتش کنم بیرون

آن وقت پدر و مادرم می‌ریختند روی سرم و فکر می‌کردند جایش گذاشته‌ام

چند بار دیگر نشد تک‌تک شماره‌ها را بگیرم و به خواهر و مادرشان ببندم


Continue reading the text
+

پایگاه اینترنتی مطرودپایگاه اینترنتی مطرود/یک شنبه ۲۵ـ آذرـ ۱۳۸۶

توضیح ضروری: آن چه در پی می‌خوانید، از پیش بدیهی به نظر می‌رسد اما گویی ضرورت دارد یک بار برای همیشه حرفش را به میان آورد.

۱- نادیده گرفتن کامنت‌هایی که طی این مدت در پایگاه اینترنتی مطرود شاهدش بوده‌ایم، به معنای تحمل  آن‌ها نیست.

 


Continue reading the text
+